ترجمه مي‌شد (گرچه احتمال دارد مترجمان از ترجمه‌ٴ فرانسه‌ٴ هر كدام كه در دسترس بود كمك‌ مي‌گرفتند).1 برجسته‌ترين مترجم لاتيني به انگليسي جان ترويزايي بود، كه ترجمه‌هايش از شاه‌كارهاي نثر قديم انگليسي است‌. متوني كه او ترجمه كرده هدفش را كه تربيت نجيب‌زادگان‌ انگليسي است‌، به خوبي نشان مي‌دهد. اين آثار در زمينه‌ٴ تاريخ (هيگدن‌)، علم (بارتولوميوي‌ انگليسي‌)، سپاهيگري (وگتيوس‌)، اخلاق (آيين شهرياري‌)، سياست (گفتگوي سپاهي و دبير) است‌. يك قرن پيش از آن‌، اسلاف آن نجيب‌زادگان مي‌بايست آن آثار را به لاتيني يا فرانسه‌ مي‌خواندند؛ ولي آنان محتاج ترجمه‌هاي انگليسي شده بودند. اندكي پس از آن جان ليدگيت‌ خدمت مشابهي انجام داد و سقوط شاهزادگان او (حدود 1434)، آثار بوكاچيو را در اختيار خوانندگان انگليسي قرار داد. اين سرمشق خوبي براي انتقال بود كه عرضه مي‌شد. از آن‌جا كه‌ مطالعه‌ٴ درباب سقوط مردان نامي بوكاچيو براي كساني كه هر روز لاتينيشان ضعيف‌تر مي‌شد دشوار شده بود، لورنس دو پرِميِه‌فه آن را به فرانسه ترجمه كرد. اين ترجمه كمي كمك كرد، ولي‌ براي انگليسي كافي نبود و ليدگيت مجبور شد ترجمه‌ٴ لورنس (تحرير دوم‌) را از فرانسه به‌ انگليسي برگرداند.
در قسمت پيشين‌، ديديم كه استاداني از قبيل توماس سَمپسُن سعي بسيار براي پاسداري از دژهاي لاتيني و فرانسه به عمل مي‌آوردند؛ ولي در برابر مَدي كه برخاسته بود چه مي‌شد كرد؟ اكنون معلمان ديگري به آموزش انگليسي پرداخته بودند ـ يعني فهميده شد كه انگليسي يك‌ گويش محلي نيست يا نبايد باشد، بلكه زباني به همان ارزش لاتيني يا فرانسه است‌، به شرط اين‌ كه به درستي تحصيل و به‌خوبي به كار گرفته شود. باسوادي ربطي به اين يا آن زبان ندارد. آن را با هر زباني مي‌توان به‌دست آورد، به شرط اين‌كه آن زبان به خوبي شناخته شده باشد. بي‌شك‌ گنجينه‌ٴ انگليسي هنوز فروتر از لاتيني و فرانسه بود، ولي روبه رشد داشت و دليلي براي‌ جلوگيري از هرچه غني‌تر شدن آن وجود نداشت‌. يك وسيله‌ٴ خوب پيوسته مستعد بهتر شدن‌ است‌، ولي در هر مرحله از رشدش ارزش آن بسته به مهارت استفاده‌كننده‌اش است‌. انگليسي‌ هنوز نابالغ بود، ولي بالقوه در سطح زبان‌هاي ديگر قرار داشت‌.
نام دوتن از آن استادان پيشگام زبان انگليسي به‌دست ما رسيد، جان كورنوال و شاگردش‌ ريچارد پينكريچ‌، كه هردو در آكسفورد تدريس مي‌كردند. اين است آنچه جان ترويزايي در سال‌1385 در ترجمه‌ٴ جامع‌تواريخ درباره‌ٴ آنان مي‌گويد:
 ((اين شيوه [ترجمه‌ٴ لاتيني به فرانسه‌] بيشتر پيش از آن به كار مي‌رفت و گاه مطالبش عيناً


1. اين كار به‌وسيله‌ٴ مترجمان و شارحان همه‌ٴ اعصار و ملل انجام گرفته است‌. آنان مي‌خواهند از زبان اصلي ترجمه كنند، ولي هر متن ديگري را به كار مي‌گيرند تا در فهم بهتر متن اصلي كمكشان كند.